ای وای تولد یکی دیگر شد ...
ار جمع جهانیان یکی کمتر شد
این است تمام بازی این کیهان
این امد و ان رفت و جهان پر تر شد .
گردی بنشست روی چهره هامان...
دردی واسه پر پر شدن روزهامان
افسوس همش به سرعت باد گذشت ...
ایی وای از این داغ کبوتر هامان .
میماندیم ما در رحم مادر ها!
چشمی نشود باز به سوی در ها
این بود تمام پاسخ این هستی...
خاموش شو از پرسش و پرسیدن ها
امروز به دنبال صفا خواهی رفت ...
فردا به دوای درد ها خواهی رفت
خوش گفت خیام عزیز و دانا...
...
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت.
۸۶/۱/۹ اتاق کوچکم ۳:۲۵ بامداد


