تبليغاتX
کاروان سرای خویش خراش ما !!
۶سال گذشته بود امد جلو گفت:فردا میرم

گفتم:کجا؟

گفت:یه جایی که شاید دیگه همدیگرو نبینیم

گفتم:برای چی؟

گفت:دست تقدیر کاریش نمیشه کرد

گفتم:حالا نمیشه نری؟

گفت:تو میای خواستگاریم؟

گفتم:ادما شاید بتونن سالها با هم دوست باشن ولی ۶ماه نتونن با هم زندگی کنن

گفت: خب دیگه همینه

گفتم:یعنی تو اصلا ناراحت نیستی؟

گفت: چرا ولی اینجا دیگه اخرشه

کمی فکر کردم . کی راست میگفت؟      شاید او / شاید من

گفتم: فکر میکنی خیلی برات تکراری شدم؟

گفت:تو برای من تکراری نشدی این روزگار که به زور می خواد بگه دیگه این ماجرا تکراریه باید ولش کنید.    ۵ساعت دیگه هواپیمام بلند میشه میخوای بریم یه چرخی بزنیم؟

گفتم: اره

گفت: کجا بریم؟ بریم سینما پاتوق همیشگیمون؟

گقتم:اره

گفت: چه فیلمی بریم؟ خانه دوست کجاست . باغ گیلاس. کازابلانکا. شهر زیبا. کلاه قرمزی و پسر خاله. بی وفا. شام اخر ...

گفتم: اره

گفت: بریم کتاب بخریم؟ انتشارات پارت نمایشنامه های تک پرده ای

گفتم: نه

گفت: یه کتاب جدید سراغ دارم از یوستین گردر اونو بریم بخریم؟

گفتم: کدوم؟

گفت: زندگی کوتاه است

گفتم: اره

.

.

.

خندید .... خندیدم .... گریه کرد .... گریه کردم ...

.

.

.

گفت: حق با کی بود مامان یا بابا - بابا راست می گفت اینا الکی میگن عاشقن  یا  مامان راست میگفت  اینا جفتشون نابود میشن.  به نظرت بابا راست نمیگفت؟

گفتم:اره

گفت: ولی فکر می کنم وقتی برم به نتیجه میرسم که مامان راست میگفت

گفتم:اره

.

.

.

رفت      ...          رفت       ...         رفت        ...

.

.

.

کی راست میگفت؟     شاید او / شاید من   شاید هم تقدیر

ولی انگار مامان راست میگفت.

امیدوارم به زودی به حرف بابا برسیم  چون تحمل حرف مامان خیلی سخت 

 واسه کی؟

شاید او/ شاید من      شاید هردومون

.

.

                                                                                                                               هرکی!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 23:56 توسط هر کی !! |